تبليغاتX
آخرین اشک

آخرین اشک

 

منو ببخش

اگه دلم تنگ میشه خیلی برایت منو ببخش

اگه نگاهم گم می شه تو شهر چشمات منو ببخش

منو ببخش اگه شبها ستا ره ها را می شمارم

اگه همش پیشه همه بهت می گم دوستت دارم

منو ببخش اگه برایت سبد سبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبها فقط تو را توی خواب می بینم

منو ببخش اگه تو را می سپارم دست خدا

اگه پیش غریبها به جای تو می گم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تویه فرشته ای من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

 

 

بخت

زندگی رفت ودگر باربخت با من یاری تکرد

بخت من چون زندگی با من وفاداری نکرد

قهقه می زد نسیم رهگذر از خاطرم

روزگازان سیاهم را فلک آبی نکرد

شمع سوزان شدم در محفل دلبستگی

دلبرم رفت و مرا در این سفر راهی نکرد

گر چه قلبم با صفا وپرزعطر عشق بود

بی وفایی مهر را در عشق من بانی نکرد

 

وبعد از رفتنت

شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی

تورا با لهجه گلهای نیلوفرصدا کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 17:52  توسط اونی که تنهاست  |