شعرها كه قابل نداره اما همش واسه خودت
فقط نوشتم اينها روواسه تولدت
نگات قشنگه ولي كم يكم عجيب ومبهمه
من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه
منو گذاشتي يك بار ديگه رفتي سفر
نمي دونم شايد سفر واسه دردات مرحمه
تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه
من چه جوري واست بگم بارون قشنگ ونم نمه
هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره
اما به جون اون چشمات مرگ گلهاي منه
آخرش هم دق ميكنم تا منو دوست داشته باشي
مردن كه از عاشقي يك دفه نيست كه كم كمه
من نمي دونم تو چرا اين جور نگاهم مي كني
زير نگاه نافذت نگاه عاشقم مبحمه
مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني
مي خندي و جواب ميدي رفتنه من مسلمه
برو برو اما به من يه قول بده ؟
هرجاي دونبا كه بري ديگه نشو ماله همه
رسم كه موقع سفر يادگاري به هم مي دهن
قشنگ ترين هديه تو،تو قلب من يه مشت غمه
شايد اينو دادي كه هميشه بامن باشه
حق با تو،تو راست ميگي غمت هميشه پيشمه
ديدي گلهاشب كه ميشه اشكاشونو رو ميكنن
يادت باشه چشم من هم هم هميشه غرق شبنمه
تو مي رو اسم منو از رو دلت خط ميزني
اسم قشنگ تو ولي هميشه هر جا يادمه
چشماي روشنت كاشكي يكم هواي منو داشت
تنها توقع فقط يك بار جواب نامه ام است
با تو حكايتي دگر اين دل ما به سر كند
شب سياه قصه هواي تو صحر كند
باور ما نمي شود. در سر ما نمي رود
از گذرسينه ما يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ما از دل درد كشي ده ام
كور شوم جز تو اگرزمزمه اي دگر كند
مقصدم و مقصودم تويي عشقمم و معبودم تويي
از تو حضر نمي كنم سايه مگر سفر كند
چاره كا ما تويي ياور ويا ما توي
توبه اثر نمي كند مرگ مگر اثر كند