تقدیم به تما دختر وپسرهای تنها
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی بهم لطف می کردیم
مختصر بود ولی ساده وپنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفافتری خاطره پنهانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
این روزها عادت همه رفتن ودل شکستنه
درد تمام عاشقا پای کسی نشستنه
این روزهاسهم عاشقاغصه وبی وفایی
جرم تمام شون لذت آشنایی
این روزها درد عاشقا فقط غم ندیدنه
+ نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 19:18  توسط اونی که تنهاست
|
