عجب صبری خدا دارد
شبا وقتي فضاي شهر لبريزه بوي بارونِ
توي پَس کوچهء خاکي عابري خسته ميخونه
ديگه معجزهء بارون دُروغِ اينو ميدونم
ندارم طاقت موندن ميرم اينجا نميمونم
ديگه معجزهء بارون دُروغِ اينو ميدونم
ندارم تاقت موندن ميرم اينجا نميمونم
هميشه توُ گوشَم ،طنين يه صداس
که منو ميبره تا ديار جُنون
ميگه با دل من اي آلودهء دَرد
تو اَسير غمي برو اينجا نمون
من آلودهء دَردَم تو آلودهء من
دو اَفسردهء غمگين دو آزُردهء غم
ديگه موندن اينجا عذاب واسه ما
آخه با چه زبوني اينو با تو بگم
بيا کوُله بارت رو ،بگير بريم از اينجا
يه شب ،شبي باروني ،دلو بزنيم دريا
بيا کوُله بارت رو ،بگير بريم از اينجا
يه شب ،شبي باروني ،دلو بزنيم دريا
شبا وقتي فضاي شهر لبريزه بوي بارونِ
توي پَس کوچهء خاکي عابري خسته ميخونه
ديگه معجزهء بارون دُروغِ اينو ميدونم
ندارم طاقت موندن ميرم اينجا نميمونم
ديگه معجزهء بارون دُروغِ اينو ميدونم
ندارم طاقت موندن ميرم اينجا نميمونم
هميشه توُ گوشَم ،طنين يه صداس
که منو ميبره تا ديار جُنون
ميگه با دل من اي آلودهء دَرد
تو اَسير غمي برو اينجا نمون
من آلودهء دَردَم تو آلودهء من
دو اَفسردهء غمگين دو آزُردهء غم
ديگه موندن اينجا عذاب واسه ما
آخه با چه زبوني اينو با تو بگم
بيا کوُله بارت رو ،بگير بريم از اينجا
يه شب ،شبي باروني ريا،دلو بزنيم دريا
بيا کوُله بارت رو ،بگير بريم از اينجا
يه شب ،شبي باروني ،دِلو بزنيم دريا
دِلو بزنيم دريا دلو بزنيم دريا دلو بزنيم دريا
دِلو بزنيم دريا دلو بزنيم دريا دلو بزنيم دريا
به راه کوی تو من هرچه انتظار کشیدم
به وصل روی تو ای آرزوی جان نرسیدم
گهی به کوی تو هم چو نسیم صبح گذشتم
گهی به بوی تو مانندغنچه جامه دردم
به انتظار تو هرجا جو خاک راه نشتم
به جستجوی تو هر سو چو برگ وبا جامه دریدم
ندانم این غم دل را با که گویم
که امشب از همه سو بسته است را امیدم