تبليغاتX
آخرین اشک

آخرین اشک

به راه کوی تو من هرچه انتظار کشیدم

به وصل روی تو ای آرزوی جان نرسیدم

گهی به کوی تو هم چونسیم صبح گذشتم

 گهی بوی تو همچو غنچه جامه دریدم

به انتظار تو هر جا چو خاک راه نشستم

به جستجوی تو هر سو چو برگ وباد دویدم

ندانم این غم دل را کجا برم به که گویم

که امشب از همه سو بسته است راه امیدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 20:9  توسط اونی که تنهاست  | 

یارب:

به هرکس که دوستش می داری بیاموز که عشق بهتر زندگیست

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 20:18  توسط اونی که تنهاست  | 

پیری آن نیست که به سر بزند موی سفید

آن جوانی که به دل عشق ندارد پیر است

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 20:13  توسط اونی که تنهاست  | 

يه دل ميگه برم برم
يه دلم ميگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بي تو چه کنم
پيش عشق اي زيبا زيبا
خيلي کوچيکه دنيا دنيا
با ياد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم را شکستي
پيمان ياري به قلبم تو بستي
با من پيوستي
يه دل ميگه برم برم
يه دلم ميگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بي تو چه کنم
پيش عشق اي زيبا زيبا
خيلي کوچيکه دنيا دنيا
با ياد توام هرجا هرجا
ترکت نکنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم را شکستي
پيمان ياري به قلبم تو بستي
با من پيوستي
اکنون اگر از تو دورم به هر جا
بر يار ديگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو و تمنا اي يار زيب
ا
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 20:7  توسط اونی که تنهاست  | 

مرغ شب خوابیده ومن از عشق تو بیدارم هنوز

دیده   نابینا   شده  مشتاق   دیدارم  هنوز

مخبت گر شود پیدا به هر قیمت خریذارم هنوز

به یک لبخند زیبا می فروشم زندگانی را

ما بر این آیینیم که ترک از رخ زیبا نکنیم

زین چمن جز گل روی تو نماشا نکنیم

      از آن روزی که دیدیم روی ماهت      

شدم عاشق به چشمان سیاهت

بیا جانا که با ما آشنایی داشتی

از جه قانون محبت از میان بر داشتی

 کاشتی تخم محبت بر دل وجانم

دست از دامنم برداشتی

هرگز نبینم بر لبی لبخند زیبای تو را

هر گز نمی گیرد درفلب من کسی جای تورا

گر تو بر من عاشقی پرده بر کشی

من بر تو عاشقترم

هرچه بو ده است داده ای در راهها

مرخبا صد مرخبا حودت هم بیا

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1384ساعت 19:57  توسط اونی که تنهاست  |